بررسی و ارائه راهکارهای عملی برای اختلالات جامعه شناختی
وظیفه همسر وقتی میفهمه یار زندگیش داره بهش خیانت میکنه چیه؟
دلایل اصلی خیانت مردان :
1. از بین رفتن عشق و علاقه :
افسوس که پس از گذشت زمان طولانی با هم بودن , برخی مردان آن عشق و علاقه و احساساتی را که در ابتدا به همسرشان داشتند , از دست می دهند.
2. عدم جذابیت همسر:
سر کردن مدت طولانی با یکدیگر گاهی اوقات باعث تنبلی و سستی زنان می شود. به این معنا که دیگر به سرو وضع خود نرسیده و جذابیتی ندارند و مانند گذشته به شیفتن شوهرشان نمی پردازند . مرد نیز دیگر همسرش را زیبا نیافته و زندگی با او هیجان و لذت قدیم را نخواهد داشت.
3. سهل انگاری زنان:
اکثر زنان خیلی سریع و راحت شوهرشان را بخاطر رفتارهای بی وفا منشانه او می بخشند که این موضوع شاید به دلیل ترس از تنهایی و یا فطرت رقیق القلبی زنان باشد. حتی ممکن است برخی از زنان خود را مقصر اصلی خیانت شوهرشان پنداشته و قدم هایی را برای بهبود روابطشان بردارند. این واقعیت که بسیاری از زنان به شوهرشان اجازه گریز از جرم و جنایت را می دهند ممکن است موجبات مضاعف شدن مشکلات آنها را فراهم آورد.
4. اخلاق و رفتار غیر قابل تحمل همسر:
رفتارهای زشت , نق زدن های دائمی, نزاع ها و مجادله های فراوان دستورالعمل مناسبی برای ایجاد سر درد است و در تصور برخی مردان (البته به غلط), خیانت بهترین راه فرار از جهنم خانه بوده و بهتر از مسکن به درمان سردرد کمک می کند.
5. بوالهوسی و هوسرانی:
این یک حقیقت غیرقابل انکار است که مردان هوسران توانایی " نه " گفتن در روابط جنسی را ندارند. با اینکه آنها بطور همیشگی با پیشنهادات جنسی بمباران نمی شوند, گاهی ممکن است موقعیتی ایستادگی ناپذیر برایشان پیش آید. در این زمان مردان هوسباز تصور می کنند که این موقعیت شاید دیگر هرگز در زندگی آنها ایجاد نشود و تن به زشتی می دهند.
6. عقده های جنسی:
بعضی مردان مایلند بدانند که چقدر از لحاظ جنسی برای دیگر زنان جالبند و در روابط طولانی این سوال پیش می آید که آیا هنوز در بازار خریداری دارند یا خیر که یافتن این پرسش ممکن است آنها را برای رسیدن به اهداف غیر مشروعشان سوق دهد.
7. بی خطر شمردن خیانت:
برخی تصور می کنند که اگر خیانت بکنند کسی متوجه نشده و به کسی نیز صدمه ای نخواهد رسید و این استدلال را بهانه ای برای انجام عمل زشت خود برمی شمارند. اما توجه ندارند که هر قدر مردان به دلیل عدم کنترل حیله گرتر شوند, زنان به همان اندازه شبکه جاسوسی وکنترلی خود را گسترش خواهند داد.
8. زیاده خواهی و تنوع طلبی:
برخی از مردان بدلیل داشتن میل به زیاده خواهی وتنوع طلبی و هیجانات کاذب و زود گذر به این عمل زشت تن می دهند. آنها به زن به دیده " غنیمت جنسی " می نگرند و با وجود یک زن در زندگی, تصور می کنند فرصتهای زیادی را از دست داده اند.
9. خیانت همسر:
برخی از مردان به بی وفایی و انحراف همسر خود پی برده و تنها راه آرام کردن و فرو نشاندن خشم خود را در مقابله به مثل می یابند که عملی غیرمنطقی می نماید.
10. عدم رغبت همسر به داشتن روابط جنسی:
برخی از زنان در روابط زناشویی با شوهر خود ممکن است تمایلی به این روابط را از دست داده و یا کمتر به این موضوع اهمیت دهند که این امر ممکن است باعث فشارهای روانی و جسمانی به مرد شده و منجر به کج روی او گردند.
خیانت در زندگی امری نکوهیده و ضد اخلاقی است که اثرات زیان بار آن قطعا دیر یا زود گریبان گیر فرد خواهد شد. بنابراین چنانچه مشکلی در روابط وجود دارد باید با دید باز به انها نگریست و با اندیشه و تدبیر سعی در حل آنها نمود.
راهکارهای حل مشکل:
1-در مقابل شوهر خود واکنش نشان نداده و به روی خود نیاورید ، چون ممکن است برخورد تند شما باعث شود مشکل حاد شده و پیچیده شود و یک تلنگری برای درگیری و شدت یافتن اختلاف و خدای نکرده موجب از هم پاشیدن کانون خانواده شود ، در این صورت بزرگترین ضربه را فرزندان خواهند خورد . توجه داشته باشید که بیشتر بزهکاریهای جامعه ازفرزندان طلاق است .
2-به صورت غیر محسوس او را کنترل کنید . مثلا هنگام خروج از خانه از او سوال کنید کی می آیید ؟ یا بگویید اگر توانستید یک کمی زودتر بیایید باهم برویم بیرون بچه ها در خانه دلتنگ می شوند همیشه که کار نمی شود باید به ما هم برسید.
3- با شوهرتان صحبت بکنید و باهم قرار بگذارید آخر هفته یا وسط هفته همراه بچه ها بیرون بروید. برای بیرون رفتن از خانه همراه بچه ها بیشتر رغبت نشان دهید.
4-با راهکارهای مختلف و با پوشیدن لباس های زیبا و جذاب توجهش را به خود جلب کنید. متأسفانه خیلی از خانم ها لباس های زیبای خود را فقط در مجالس جشن و عروسی می پوشند و در خانه از لباس های عادی استفاده می کنند و این یکی از عوامل عدم توجه مرد به همسر و بروز مشکلات دیگر می شود.
5- در مورد مسایل جنسی بیشتر رغبت نشان دهید تا حدی که بتوانید ایشان را به این مسایل سوق داده و ارضا کنید . _ و تا وقتی کسی سیر است میل به غذا ندارد ! _ پس تا می توانید گرسنه از خانه بیرون نفرستید. توجه داشته باشید که علت بیشتر اختلافات خانوادگی ناشی از عدم ارضای مسایل جنسی است!
6-زندگی داخلی و رفتار و اخلاق خود و نیز اوضاع عمومی منزل را به دقت بررسی کنید و ببینید چه علتی باعث شده که شوهرتان از خانه که محل آسایش وامنیت کانون گرم و محبت است ، بیزار شده است؟ مانند یک قاضی با انصاف آن را کشف کنید. شاید علت آن رفتار ها و اخلاق خود شما باشد! شاید در منزل به آرایش و لباس خود توجهی ندارید! شاید غذای لذیذ و دل خواه او را برایش تهیه نمی کنید ! چنین عیبهایی است که مرد را به خانه و زندگی بی علاقه می کند به طوری که برای فراموش کردن عقده های روانی خود به دنبال ولگردی و کارهای دیگر می رود.
7- این عوامل را بررسی کرده و برطرف کنید و خانه را به صورت دلخواه او درآورید، در این صورت می توانید به موفقیت خود امیدوار باشید و مرد را کم کم به خانه و زندگی علاقمند کنید. در نتیجه خواه ناخواه مجذوب خوش اخلاقی و مهربانی شما می شود و از کارهای خود دست بر می دارد.
8- توجه داشته باشید که نگه داری و مراقبت از شوهر ، یک نوع شوهر داری است و شوهر داری وظیفه زن است ، چون این کار مهم و دشوار است که پیامبر اعظم آن را در ردیف جهاد قرار داده و می فرماید: جهاد زن این است که خوب شوهر داری کند. ( بحار، ج 103، ص 247)
9-خداوند در وجود زنها یک قدرتی قرار داده است که می توانند شوهر خود را موحد و یا ملحد بار بیاورد . پس شما این قدرت را دارید که اخلاق و رفتار شوهرتان را درست کرده و به زندگی دلگرم کنید.
موفق باشید.با سلام و عرض ادب
از توضیحات جناب کارشناس بسیار سپاسگذارم و ایکاش همه زنان بتوانند اینگونه با این مسئله برخورد نماینداما فکر نکنم قضیه را بتوان به این سادگیها حل کرد. در برخی از زنان مسئله خیانت همسر چنان دردناک است که انگار بیکباره گرما و محبت همه جوره از قلب و زندگیشان محو میشود و گاها شدت اکراه و دلشکستگی از همسر خاطی به حدی میرسد که برخی از زنان در مشاوره ها ابراز میکنند که هر گونه تماس جسمی و یا حتی دیدن وسایل شخصی همسر نیز برایشان آزاردهنده است. مخصوصا اگر زن در چنین خیانتی مقصر نبوده در وظایف خود کوتاهی نکرده باشد واز آن مهمتر وقتی مرد بخاطر باورهای غلط فرهنگی این امر را در میان مردان عادی فرض کرده چندان ابراز پشیمانی نکند و در صدداصلاح خود و جبران زخمی که زده است برنیاید. این کراهت نسبت به همسر در بسیاری از زنان سالها طول میکشد و این امر گاهی برمیگردد به تفاوت افراد در مواجهه با این آسیب خانوادگی. حتما مستحضرید که بر طبق آمارها اعتیاد در درجه اول و در درجه دوم خیانت مرد (چه در قالب زنا و چه در شکل ازدواج مجدد و موقت) همچنان بالاترین دلایل طلاق و فروپاشی ازدواجها در ایران است که خود حاکی از این است که چگونه بسیاری از زنان در این شرایط جدایی را بر جلب محبت و در واقع پاداش دادن به همسر بی وفای خود ترجیح میدهند هر چند که بخواهیم به همه زنان تلقین کنیم که در این خصوص به یک اندازه توانایی دارند و بهتر است ببخشند و شرایط را بپذیرند.
بنا به گفته یکی از روانشناسان آسیب شناس وقتی ما در میان زوجین زنان راعاطفی تر میدانیم این بدان معناست که در واقع قبول داریم که آسیب پذیرترند . با اینحال در صورت خیانت مرد از آنان انتظار میرود که سخت ترین بار را بر دوش بکشند .. محبت کنند.... سعی کنند فراموش کنند... و بخاطر فرزندان از خود گذشتگی کنند ...چیزی که برای مردان در شرایط مساوی تقریبا غیز قابل تصور است و این در حالیست که گاهی حس تنفر ایجاد شده بر اثر خیانت درهر دو طرف کاملا یکسان است.
متاسفانه از لحاظ قانونی همسران(مردان) در صورت خیانت ناچار به پرداخت تاوان خاصی نیستند و در اکثر موارد مرد با فکر این که چیزی را از دست نخواهد داد و شرایط تعقیری نخواهد کرد مسئله را جدی نمیگیرند. شاید بنا به ضرورت نیاز باشد که علاوه بر راهکارهایی که برشمردید و همواره جزء وظایف زنان شمرده میشود قانونگذار نیز به منظور تحکیم بنیان خانواده مجازاتهایی را برای افرادی که بدون دلایل قانونی و منطقی مبادرت به خیانت و تخریب روح محبت درخانواده مینمایند در نظر بگیرد...
یا حقبا گذاشتن این سوال و وجواب خواستم خودتان به قضاوت بنشینیدقضاوت من این است «اگر در روند خیانت مرد واقعا زن مقصر باشد به هر دلیلی می توان فرصت دوباره و امکان جبران به هر دو طرف داد ولی اگر زن مقصر نباشد دیگر بخشش از جانب آن زن معنا و مفهوم منطقی نخواهد داشتحقیقت آن است که گناه خیانت آن قدر بزرگ است که با فتوی دادن یا نسخه پیچیدن من نوعی از اثرات ان کاسته نمی شود وتاوان آن غیر قابل اعتماد شدن فرد خائن برای همسرش حتی تا همیشه می باشد لذا در چنین شرایطی ادامه زندگی مفهموم چندانی نخواهد داشت اگر جنال آقای کارشناس برای زنان خائن به شوهر نیز همین راهکار را ارائه دادند آن وقت درست بودن راهکارشانرا می توان تایید کرد ولی وقتی فطعا ایشان چنین نسخه ای را برای مرد ی که همسرش به او خیانت کرده تجویز نمی کنند
مگر نه این است که اصلی ترین آموزه دین اسلام این استآن چه را که برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند و آن چه را برای خویش می پسندی برای دیگران نیز همان را بپسند.
برچسب: نویسنده: روشن ترین ستاره تاريخ: سه شنبه 25 تير 1392 ساعت: 12:48
سبحان الله خداوند پاک و منزه از آلودگی است
مردان پاک _زنان پاک
مردان ناپاک _زنان ناپاک
یک حقیقت است در علم فیزیک اجسامی با هم رزونانس میکنند که هم فرکانس باشند در علم شیمی الکترون و پروتون از یک عنصر در کنار هم قرار می گیرند در علم ریاضی معادله یا برابری گویای آ ن است که هر دو معادله ای مساوی با هم نمی شوند . در علوم انسانی هر انسانی نمی تواند کسی را که هم جنس او نیست پیذیرد.
بار ها شنیده اید از مردان و پسران که من بعد از این که با این دختر دوستی خود را و این رابطه را پایان دادم با زنی نجیب و افتاب مهتاب ندیده (! )ازدواج می کنم !
اولا به حکم قوانین طبیعت و به حکم قران این امر امکان نخواهد داشت چون زن اگر زن پاکی باشد با مرد یا پسری که مدام دوست دختر داشته ازدواج نمی کند مگر این که پاکی او ظاهری و دروغین باشد و چه بسیار از این زنان پیرامون خویش دیده ام و می شناسم . در حقیقت پسر یا مردی که به زعم خود زرنگ می باشند در دام افرادی گرفتار میشوند که در باطن شبیه او ولی در ظاهر خود را پاک جلوه می دهند .
آن چنان از این دختران در پیرامون خود می شناسم که شاید باور نکنید .. دخترانی که به ظاهر با کسی دوست نمی شوند ولی این به معنای پاکی آن ها نیست آن ها در شرایط خاص وقتی قرار می گیرند خود را نشان می دهند ذ ات و اصل آن ها ناپاک است ولی هنوز در معرض امتحان و محک قرار نگرفته لذا شناخته نشده است.
شاید بسیاری از وقت ها طرف مقابل از گذشته فرد بی خبر است در این صورت علائم و نشانه ها در رفتار کلام نگاه و .....گویای فرد می شوند
نکته دیگر این که جنس خباثت در وجود زن لزوما به معنای برقراری روابط عینی نیست .طبق ایه قران مکر زنان بسیار عظیم است ..یعنی آن ها می توانند ناپاک باشند ولی خود را پاک جلوه دهند آن ها می توانند بسیار حسود بدخواه پول پرست متکبر خود نما کینه ای ناجوانمرد باشند ولی خود را برعکس جلوه دهند این سخنان ضد زن نیست .. منظور من این است که آن دسته از به اصطلاح آقایانی که همه کار می کنند و بعد به دنبال پاکان می گردند و تصور می کنند که پاک را به دست می اورند با یه دست آورده اند در اشتباه اند
چه بسا آن دختری که به او خدعه زدند پاک تر از این دسته از زنان باشد
نکته دیگر این که واقعا برخی ازمردان به راحتی نمی توانند زنان را یشناسند به همین دلیل است که ازمادر خود می خواهند تا او برایشان انتخاب کند یا این که بسیار تحت تاثیر سخن دیگران هستند البته این که پای مادرخود را به میدان بکشند اشکالی ندارد به شرطی که قبل ازان ظلم و شیطنت نکرده باشند چون مادر برای فرزند کسی را انتخاب می کند که تقریبا از نظر ذات و سرشت مشابه خودشان است !
همین طور بار ها شاهد برهم خوردن نامزدی ها یا ازدواج هائی بوده ام که به دلایلی ظاهری ولی در اصل عدم همسانی در ذات و سرشت طرفین بوده است
محال ممکن است ازدواجی صودت پذیرد و ذات و سرشت طرفین همسان نبوده باشد و به طلاق و جدائی نینجامیده باشد
البته قانون مهم تر این است که پاکان واقعی حتی در سقوط طلاق هم قرار نمی گیرند یعنی از همان ابتدا ازدواج با ناپاکان برایشان اتفاق نمی افتد...
این حقیقت است یک حقیقت محض برگرقته از عدالت و غیرت خداوند تبارک و تعالی در یاری از پاکان
البته مثال های نوعی که بعضی از افراد در زمینه زیر سوال بردن این حقیقت می آورند کذب است کذبی که نشات گرفته از عدم شناخت مردان و زنان پاک از ناپاک می باشد
درمورد همسر حضرت لوط حقیقت این است که که انسان ها تغییر می کنند و او به راه شقاوت رفت و زا ابتدا شقی نبود
در مورد آسیه همسر فرعون او بعد از نبوت حضرت موسی به خداوند یکتا ایمان اورد و همین امر در نهایت سبب شد که توسط فرعون شکنجه و شهید شود
خداوندا در بهشت در کنار خودت خانه ای برایم بنا کن آمین
برچسب: نویسنده: روشن ترین ستاره تاريخ: جمعه 21 تير 1392 ساعت: 9:30
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وَمِنَ النَّاسِ مَن یَتَّخِذُ مِن دُونِ اللّهِ أَندَاداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللّهِ وَالَّذِینَ آمَنُواْ أَشَدُّ حُبًّا لِّلّهِ وَلَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُواْ إِذْ یَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلّهِ جَمِیعاً وَأَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعَذَابِ
و از مردم کسانی هستند که در برابر خدا همتایانی [برای او ]بر می گیرند که آنها را همچون دوست داشتن خدا دوست می دارند ولی آنان که ایمان آورده اند محبّتشان به خدا شدیدتر است. و اگر آنان که ظلم کرده اند (مشرکان) وقتی عذاب را مشاهده می کنند ببینند که همه اقتدار از خداست و خدا سخت عقوبت است [دچار حسرتی وصف ناپذیر خواهند شد].
وَیَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ یَضُرُّهُمْ وَلاَ یَنفَعُهُمْ وَیَقُولُونَ هَـؤُلاء شُفَعَاؤُنَا عِندَ اللّهِ قُلْ أَتُنَبِّئُونَ اللّهَ بِمَا لاَ یَعْلَمُ فِی السَّمَاوَاتِ وَلاَ فِی الأَرْضِ سُبْحَانَهُ وَتَعَالَی عَمَّا یُشْرِکُونَ
و غیر از خدا چیزهایی را می پرستند که نه زیان به آنان می رساند و نه سود و می گویند: اینان شفیعان ما هستند نزد خدا بگو: آیا شما خدا را از چیزی باخبر می کنید که نه در آسمانها و نه در زمین از آن خبر ندارد؟ منزّه است او و برتر از آنچه (برای او) شریک قرار می دهند.
اتَّخَذُواْ أَحْبَارَهُمْ وَرُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِّن دُونِ اللّهِ وَالْمَسِیحَ ابْنَ مَرْیَمَ وَمَا أُمِرُواْ إِلاَّ لِیَعْبُدُواْ إِلَـهًا وَاحِدًا لاَّ إِلَـهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا یُشْرِکُونَ
آنان زاهدان و عابدان خود و نیز مسیح بن مریم را در کنار خدا، خداوندگار خویش گرفتند، در حالی که مأمور بودند فقط معبودی یگانه را که هیچ معبودی جز او نیست پرستش کنند. او منزّه است از این که به وی شرک ورزند.
وَاتَّخَذُوا مِن دُونِ اللَّهِ آلِهَةً لِّیَکُونُوا لَهُمْ عِزًّا
و به جای خدا معبودهایی گرفتند تا برای آنان [مایه ]عزّت باشند.
وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ
وَلَا تَدْعُ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يَنْفَعُکَ وَلَا يَضُرُّکَ (4)
و جز خدا، کسي را مخوان ، همان چیزی که نه سودی به تو می ریاند و نه زیانی
وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَطِيعُونَ نَصْرَکُمْ وَلا أَنْفُسَهُمْ يَنْصُرُونَ (5)
و کساني را که به جاي خدا مي خوانيد، نه مي توانند شما را ياري دهند و نه خود را ياري رسانند.
لَهُ دَعْوَةُ الْحَقِّ وَالَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ لا يَسْتَجِيبُونَ لَهُمْ بِشَيْء (6)
و کساني را که غير از خدا مي خوانند، (هرگز) به دعوت آن ها پاسخ نمي گويند!
إِنَّ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ عِبَادٌ أَمْثَالُکُمْ (7)
يقيناً کساني را که به جاي خدا مي خوانيد بندگان و مملوکاني ناتوانْ چون شما هستند.
إِنْ تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءَکُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَکُمْ (8)
اگر آن ها را بخوانيد صداي شما را نمي شنوند، و اگر بشنوند به شما پاسخ نمي گويند.
وَمَنْ أَضَلُّ مِمَّنْ يَدْعُو مِنْ دُونِ اللَّهِ مَنْ لَا يَسْتَجِيبُ لَهُ إِلَى? يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَهُمْ عَنْ دُعَائِهِمْ غَافِلُونَ (9)
و چه کساني گمراه ترند از کساني که به جاي خدا، ديگري را مي خوانند که تا روز قيامت پاسخشان را نمي دهند و آنان از خواندنشان بي خبرند؟
طبق آيات فوق، هر دعايي که در آن غير از خداوند خوانده و مورد خطاب واقع شود، شرک است. يعني مسلمانان حق ندارند در دعا از غير خدا طلب حاجت کنند. توسل ، عشق های دروغین شفاعت گرفتن ،امام پرستی ، شرک هستند .واسطه گرفتن و قرار دادن و دخیل دانستن واسطه در دفع بلا با جلب خیر شرک به خداوند است حتی اگر واسطه از صالحان باشد متن مستقیم ایه قران از لغت واسطه نام برده و آن را نهی کرده است .
برچسب: نویسنده: روشن ترین ستاره تاريخ: شنبه 8 تير 1392 ساعت: 23:03
به نام نامی دوست
عدم استقلال مالی و عاطفی چرا؟!
سومین مساله ای که باید به ان بپردازم نوعی عدم استقلال از نظر مالی و عاطفی در زنانی است که چندین سال تحت تکلف همسرانشان بوده اند .ایاتی در قرآن در این رابطه وجود دارد که به ذکر ان ها می پردازم
1.الرِّ جالُ قواموُن علی النساءِ بما فضَّلَ ا…ُ بعضهُم علی بعضٍ و بما انفقُوا من اموالِهم
مردان سرپرست زنان هستند به خاطر فضیلتی که خداوند در بعضی نسبت به بعضی دیگر قرار داده وهمین طور به دلیل انفاق های مالی و پرداخت های مالی که به زنان می پردازند
2. وعلی المولُود له رِزقُهُنَّ و کسوتُهُنَّ بالمعروفِ لا تُکَلّف نفسٌ الاوسعها» «در خوراک و پوشاک مادران، به طور متعارف به عهده ی صاحب فرزند است، هیچ کس جز به اندازه ی تواناییش تکلیف نشود
اگر شرایط آن روز عربستان را ان گونه که بود در نظر بگیریم که جنس زن به عنوان تملک مرد محسوب می شده و یا دختران تازه به دنیا امده ای که از شدت حقارت ان ها را زنده در گور می گذاشتند و یا نقش بردگی در جنس زن که به وضوح در تصاحب غنایم جنگی به همراه زنان و کنیزان به چشم می خورد متوجه می شویم که قرآن با بیان این عبارات به زنان جایگاه و موقعیت اجتماعی می بخشد و آن ها را از گردابی که به واسطه جهل و خرافات آن زمان در آن اسیر شده بودند بیرون می کشد .ولی برای رسیدن زن به جایگاه و مرتبه اجتماعی در شان وجودی او راه زیادی در پیش است که این مهم به دلیل محدودیت های زمانی و مکانی و شعور اجتماعی در مقوله آن دوران نمی گنجیده است . زمانی که زنان به دلایل محدودیت در جوامع کوته اندیش نمی تواننند در عرصه اجتماعی پیشرفت کنند مسلما حقوق اجتماعی کمتری برای آن ها متصور خواهند شد و زمانی که قرآن در آن زمان نازل شده است با توجه به این حقیقت که ارزش جنس زن بیش از اندازه مورد تنزل واقع شده است با اعطا چنین حقوقی به دفاع از حقوق زنان می پردازد . آن چه مسلم و مبرهن و قطعی است رشدی است که زنان در عرصه علمی و اجتماعی و اقتصادی به محاذات مردان با گذشت سال ها داشته اند . لذا زنی که امروز هم در خارج از خانه و هم در داخل خانه مسوولیت به دوش می کشد با زنی که در جامعه ان روز عربستان فقط به بچه داری مشغول بوده است مسلما از نظر شان و جایگاه و منزلت و مقام و حقوق اجتماعی بالاتر و مرجح است .آیات قران ازانفاق یا نفقه به زنان به عنوان یک فضیلت مرد نسبت به زن، در آن زمان، تعبیر می کند که البته حق هم همین است . مسلما انفاق کننده بر انفاق گیرنده ارجحیت و تفضل دارد .
حال خواهش من از زنان امروز جامعه این است که با ایجاد استقلال مالی برای خود که منوط به استقلال عاطفی نیز خواهد شد به خویشتن در جهت بستن راه های ظلم و برتری جویی نسبت به خویش کمک کنند هرچند در ابتدا ممکن است حقوق برابری با مردان برای آن ها متصور نشوند ولی هر راهی نهایتا در صورت تلاش و استمرار به برترین نتیجه ها منتج خواهد شد ،هرچند در زمان حال قابل رویت نباشد .
این استقلال مالی در نگاه مردان جایگاه خاصی به زن خواهد بخشید زنی که با این استقلال گویی لیاقت ها و استعداد های درونی خویش را به تصویر می کشد .
بحث بعدی در مورد به دست آوردن استقلال عاطفی در زنان می باشد.
برچسب: نویسنده: روشن ترین ستاره تاريخ: سه شنبه 25 تير 1392 ساعت: 3:30
به نام نامی دوست
بدعتی به نام صیغه
در ادامه بحث آسیب شناختی مردانی که به زندگی خیانت می کنند ، عده ای از خانم ها با شکایت از وجود مساله ای به نام صیغه سخن گفته و از اسلام و قرآن شکوه و گلایه داشتند و جالب اینجاست که عده ای از به اصطلاح آقایان هم به حقی به نام صیغه اشاره کرده و زنان را محکوم به پذیرش و کنارآمدن با آن می کردند . همین طور عده ای از خانم ها به شکایت در مورد مطلبی از قرآن تحت عنوان اجازه به مرد در گرفتن چهار زن و شکایت از این مساله پرداخته بودند و در عوض عده ای از به اصطلاح مردان به چنین حقی اشاره کرده و اعمال خود را موجه ، قانونی و اخلاقی جلوه می دادند .
اولا من از خانم هائی که بدون مطالعه آیات قرآن در این زمینه شکایت می کنند گله مندم. چرا انسانی که صاحب عقل و ادراک است باید قرآن را برای او معنا کنند . مگر خود شما نمی توانید قرآن بخوانید و ایات آن را معنا کنید ..معنا کردن درست آیات مستلزم آشنائی با زبان عربی حتی در سطح ابتدائی است. اگر نتوانید نتیجه آن می شود که عده ای انسان های منفعت طلب و سو استفاده کننده از ایات قران آن را برای شما به طبق تمایلات و اغراض و امیال شخصی شان تفسیر ترجمه و معنا کنند.
آیه قران در این زمینه دقیقا به این معناست و کاملا مشخص و واضح معنی میشود و لی آن هنگام که حق زیر پرده باطل برود آن وقت حتی معنای واضح عربی یک آیه تغییر می یابد.
اعوذبالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
برچسب: نویسنده: روشن ترین ستاره تاريخ: سه شنبه 25 تير 1392 ساعت: 3:29
به نام نامی دوست
با مطالعه نوشته ای در سایتی که موضوع آن نوشته این بود : مردانی که به زندگی خود خیانت می کنند ، متوجه نوعی درماندگی و استیصال درزنان و خود کامگی و سلطه کذائی در برخی از به اصطلاح آقایان که درمورد آن نوشته نظرات خود را بیان کرده بودند شدم . لذا به عنوان یک انسان وظیفه خود دانستم که به شرح مطلب و بیان معضلات جامعه پرداخته و دلایل آن را بیان نموده موشکافی کرده و راه حل منطقی ومحکم و درستی ارائه دهم . البته متوجه شدم که مسوول آن سایت ازانتشار نظر من بدون هیچ دلیل موجهی خود داری کرده بود و آن زمان بود که متوجه شدم ایستادن عده ای در برابر حقیقت و یا لوث و کتمان کردن آن باعث ایجاد چنین مشکلات و معضلا ت و ظلم ها در جامعه امروز ما می شود.در این نوشته تحت عنوان مردانی که به زندگی خود خیانت می کنند،حدودصد نفر از خانم هائی که تجربه مورد خیانت واقع شدن را داشتند،مشکلات خود را عنوان کرده و از دیگران خواستار راهنمائی و مشورت بودند .به هر حال اینجانب هم بعد از آن که تمام آن نوشته ها را مرور کردم ومتوجه این غم بزرگ در وجود آن ها شدم ، در نوشته ای به بیان دلایل وراه حل برای آن ها مبادرت کردم . ولی متاسفانه آن نوشته من به هیچ عنوان منتشر نشد و من متوجه شدم که برای روبه روئی با این مشکل وحل آن با عده دیگری طرف هستم که اجازه حل این مسائل را به دلائل خاص خودشان و غرض های شخصی نمی دهند .حقیقتی که عنوان شده بود بعضی از خانم های ایرانی بودند که بار ها مورد خیانت شوهرانشان واقع شده بودند و با وجودیکه از این مساله آگاه بودند ولی نمی توانستند راه حلی برای این مشکل بیابند چون اولابسیاری از آن ها صاحب فرزند بودند و به عنوان یک مادر نمی خواستند فرزندانشان در این جامعه مبتلا به فشار های روانی ناشی از مسائل طلاق و یا پیرامون آن شوند.دوما بسیاری از آن ها فکر می کردند که قوانین کذائی که توسط عده ای وضع شده است دستور قرآن و اسلام و حتی خداوند است ، لذا خود راهمچون برده ای اسیرو گرفتار می دیدند.سوما عده ای از آن ها به دلایل عدم اسقلال و آزادگی مناسب در زمینه مالی و عاطفی از فردی که به او ضربه حتی زده بود ، سعی در تحمل آن شرایط و یا نادیده گرفتن آن وقایع داشتند و یا حتی افراد دیگر را مسبب اغفال شوهران خود می دانستند ! و به جنگ با آن ها برخاسته بودند .من در این نوشته یکی از دلایل این معضل اجتماعی را آسیب شناسی کرده و با توجه به قرآن و آیات موجود در این زمینه به بیان حقایق خواهم پرداخت.
آیه 58 سوره انفال: إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْخَائِنِينَ
قطعاً خدا افراد خائن را دوست نمي دارد.
آیه 38 سوره حج: إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ
حتماً خدا هيچ خيانتكار ناشكري را دوست ندارد.
یه 107 سوره نساء: إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ مَنْ كَانَ خَوَّانًا أَثِيمًا
محققا خداوند هیچ خیانتکار گناهکاری را دوست نمی دارد
در این آیات خداوند تبارک و تعالی که همیشه خود را با عنوان بخشنده مهربان و یا مهربان ترین مهربانان معرفی می کند، بیان می کند که خیانت کاران را دوست ندارد. او که از مادر به انسان مهربان تر است ،او که افریننده عشق و خالق عشق است او که صاحب عشق است او که نهایت عشق است خیانتکاران را از مهر خود مبرا کرده است .نکته مهم اینجاست که نهایت مهربانی و عطوفت از آن اوست ولی این افراد را از خود رانده است . پس چرا زنی باید بگوید من به مرد خیانتکارم علاقه دارم ! و به این دلیل نمی توانم او را رها کنم .
اگر ما به قرآن به عنوان کتاب خداوند معتقد باشیم ،پس راه زندگی ما از میان ایات آن نمود پیدا می کند . اگر رها کنید آن چه را که او رها کرد و اگر بروید در آن مسیری که او به شما برنامه اش را داد و در آن مسیر صبور و شکر گزار باشید بهترین ها را به شما عطا خواهد کرد . در حقیقت تمام زندگی امتحان خداوند است تا دروغگویان را از راستگویان و ایمان آوردنگان حقیقی را از ایمان اوردنگان کذائی جدا کند . این که من به این مرد علی رغم این که خیانت می کند علاقه مندم سخنی الهی نیست بلکه سخنی ساخته و پرداخته جهل ، غیر الهی و شیطانی است تا به بردگی کشاندن زن یکی از نتایج آن برای شیطان باشد . دومین نتیجه آن گسترش دادن فساد توسط شیاطین باشد و سومین نتیجه آن از بین بردن زمینه برای تبلور عشق های پاک و زیبا در جامعه باشد و..پس طبق دستور خداوند از کسی که خیانت می کند مهرتان را ببرید تا خداوند زنجیره مهر و عشق واقعی را در دستان شما قرار دهد ...دیو چو بیرون رود فرشته در آید ...
برچسب: نویسنده: روشن ترین ستاره تاريخ: سه شنبه 25 تير 1392 ساعت: 3:27